دندانپزشک برادرم که از دوستان بود ،مرد میان سالی بود که دنیا را با مرام خودش گشته بود وپس از سال ها اقامت در اروپا آمده بود وطن.. تعریف می کرد که به خانواده سپرد ه ام برای مرگ من هیچ غصه به خودتان راه ندهید.زنا همه آرایش می کنین! مردا شیک و پیک کروات می بندین. دفنم که کردین ٬فاتحمو که خوندین. می رین خونه هایده پخش می کنین و خوش و خرم می خندین. من زندگی خودمو کردم و خوب بوده. حسرتش و ندارم. شما پس چتونه؟!!
در فیلم هواشناس پدر نیکلاس کیج که نویسنده بود و برنده پولیتزر ، می دانست که خواهد مرد. تصمیم گرفت دوستانش را دعوت کند و پیش از مرگش ، مجلس ختم بگیرد ، با حضور خودش و از همه خداحافظی کند. هنوز هم به شخصیت این آدم که فکر می کنم تحت تاثیر قرار می گیرم.
در تشییع جنازه کاوه گلستان ، اگر عکس هایش را ببینید ، فخری خانم مادر زنده یاد کاوه ، شال سبزی در سر دارد و مردانه پای آرامگاه فرزندش ایستاده است.
داشتم عکس های مراسم تشییع خسرو را می دیدم و اتفاقا امروز فقط می خواستم به واکنش پوششی هنر مندان و مردم در مراسم نگاه کنم. اکثرا بد لباس پوشیده بودند. جز معدودی. خیلی از هنر مندان تی شرت تنشان بود !!! و موهایشان جوری بود انگار خیلی وقت است حمام نرفته اند!زنها خیلی شلخته بودند. و معدودی با لباس رسمی آمده بودند. ( یکیشان فر مان آرا بود که همیشه شیک می پوشد و بر خلاف مراسم کاوه ، اینبار کروات نداشت ) . می دانم که رسم ایرا نی ها شلخته بودن در چنین مراسمی ست.این برای صاحبان عزا که حالشان دست خودشان نیست پذیرفتنی ست ، اما واقعا چرا ایرانی ها در مراسم های تشییع شیک لباس نمی پوشند؟ فکر می کنم در مراسم کسی بودن نوعی احترام به روح در گذشته و احترام و همدردی با باز ماندگان است. چرا نباید در لباس پوشیدنمان این را رعایت کنیم؟ فکر می کنم در مراسمی شرکت کردن نگاه کردن به مرگ است. چرا نباید آراسته تمام قد بایستیم و حرمتش را بداریم؟
